توئیت 5 - تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 20:02
وقتایی که به دیدن دستشویی بدون دمپایی عادت میکنی...
از سری مکالمات روزانه - تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 20:02
میگه :"دیروز تو اتاقت بودی، تمام خونه تاریک بود، فقط تویی راه میفتی چراغارو روشن میکنی"
توئیت 6 - تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 20:02
هنوز دارم به این فکر میکنم که چجوری میشه توی مترو صندلی خالی وجود داشته باشه به تعداد کافی، ولی کسی نشینه!!
توئیت4 - تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 11:22
رفتم یه سر بعد از قرن ها به فیس بوکم بزنم، نتیجه؟ نشستم دارم دونه دونه پیجهایی که احتمالا پنج شیش سال پیش فالوشون کرده بودم رو آنفالو میکنم، هیئم با خودم میگم من اینو واسه چی فالو کردم؟! این یکیو چرا دیگه آخه! و همینطور الی آخر... چقد آدم عوض میشه، نه؟... وقتی خودت انقدر عوض میشی، چجوری توقع داری بق...
دیالوگ روز2 - تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 11:22
Just because you can do something, doesn`t mean you should!
مخرج 97ئی! - تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 11:22
خب انگار امسالم تموم شد. در واقع خیلی زود تموم شد یه جوریکه حس میکنم هنوز یه نیم دور دیگه مونده زمین بزنه! اونقدر به نظرم زود گذشت که وقتی داشتم دنبال این پست* میگشتم تا بهش رفرنس بدم و قید کنم که امر
از سری شبانه های یهویی 3 - تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 11:22
من همیشه از اینهایی که شبا تا دیروقت بیدار میمونن تا کارهاشونو بکنن و صبح روز بعدم علی رغم خواب آلودگی بسیار، بیدار میشن و تا شبش با همون چشمای غرق خواب به ادامه ی اموراتشون میرسن خوشم میومد! اصلا حس
و آدمهایی که دلشان برای کسانی که نمیشناسند هم تنگ میشود - تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 11:22
آلارم تلگرام بود با این نوتیفیکیشن که :" Madar joon Alavi joined Telegram"! به خودم اومدم و دیدم دارم به مرور خاطرهش لبخند میزنم...! نوهش اومده بود، نشونده بودش روی صندلی، جای موبایلش و داروهاش رو ب
با عنوان مناسب بخوانید! - تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 11:22
تمام حجت مسلمانی من حسینبن علیست... تولدشون مبارک! فاز یک: دیدین؟ یه چیزایی خیلی واضحه! یا حداقل یه چیزایی واسه یه تعدادی خیلی واضحه! مساله جایی پررنگ میشه که بسته به اینکه شما تو شکل گیری این چیزا
از روزمرگیها - تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 11:22
امروز شاید یکی از پیچیده ترین و سنگین ترین روزای زندگیم از نظر جسمی و روحی بود. لپ تاپم با کیفش رو گذاشته بودم رو میز محل کار، و ساعتای 12 باید میرفتم بانک برای کاری، یعنی درواقع تا رفتم بانک شد 12! ب
کی فکر میکرد دوساعت بشینم به عنوان فکر کنم آخرم به نتیجه نرسم! :| - تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 11:22
امروز نشستم تو ماشین، راننده شروع کرد از یه مسیری که مسیر معمول من نبود رفتن. تا خود دم در خونه داشتم تو ذهنم دودوتا چارتا میکردم که اگه خواست پولو بیشتر بگیره به بهونه کیلومتر بیشتر، چجوری حالشو بگیر
از علائم بلوغ - تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 11:22
میدونین یه آدم کی بزرگ میشه به نظر من؟ وقتی بتونه تخم هندونه سر بسته رو سالم بشکنه مغزشو تناول کنه!
از سری عناوینی که از ذهن نمیگذرند2 - تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 11:22
این دوست عزیزو میبینی؟ که البته نمیدونم چرا چرخیده! ولی بهرحال... امروز گرسنه بودم، رفتم اینو خریدم نصفشو تو ماشین خوردم نصف بعدیش موند تو ماشین آب شد رسیدم خونه گذاشتم فریزر شد آلاسکای شکلاتی :| ی
ضمیمه به پست قبل! - تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 19:22
پیرو پست قبلی، یه ساعت پیش رفتم یه سر به خانوم میز روبرویی بزنم، و ازونجا که شما در جریان نیستین خانوم میز روبرویی و خانوم اتاق اونور راهرو تقریبا یه ماه پیش چه عَلَم شَنگهای به پا کردن دوتایی، یه گش
از هر دری، وری۴ - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 22:23
چیز قابل عرضی ندارم بنویسم، تو ماشین نشستم دوستان بیان ماشیناشونو از تو پارکینگ بردارن من ماشینو بزنم جاشون، گفتم همینجور که دارم عطسه میکنم و دستام از سرما بی حس شده، یه پست از هر دری وری طوری بذارم
وی بسیار خوددار بود! - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 22:23
دیشب تقریبا همین ساعتا بود، یا اگه دقیق تر بخوام بگم بذار برم گوشیمو نگاه کنم مطمئن بشم، بله ساعت هفت و نیم دیشب، دیدم گوشیم با پیش شماره 0915 داره زنگ میخوره، جواب دادم و طبق معمول که وقتی میگن خانوم
بیوتیفول مایند در یک خط و نصفی! - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 7:28
در واقع وقتی آهنگ مورد نظر رو پلی میکنین، مغزتون حقیقتا قوای یادآوری غرهایی که میخواستین بشینین به نوشتنشون رو از دست میده! اینا امتحان کنین با پلی کردن آهنگ مورد نظر من از جناب عمر دیاب عزیز حفظه الل
از سری شبانههای در لحظه1 - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 7:28
داشتم کامنت نسرین رو میخوندم، نوشته بود "دردی که انسان را به سکوت وامیدارد بسیار سنگینتر از دردیست که انسان را به فریاد وامیدارد.و انسانها فقط به فریاد هم میرسند، نه به سکوت هم"... دکمه ریپلی مغزم
تا لبانت باز شد طعم عسل از دست رفت! - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 19:48
آقا غیر از عرض ادب عرض دیگری نیست جز اوصیکم به گوش دادن همینجوریه این آهنگ از مجید اخشابی! :دی امروزم عیده تازه! پ.ن1: الان در مبحث فقه و حقوق اسلامی این غناست یا داریوش و سیاوش قمیشی؟:دی !... اُ و
از هر دری، وری۳ - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 19:48
لاکن اینگونه نباشد که مسکن خودرا عوض کرده، چرتتان بگیرد، کارهایتان هم بماند! پ.ن: تا همین چند سال پیش مرد مو سفید میدیدی خودش اتوماتیک عمو یا دایی میاورد وسط حرفاش که عمو جان شما یا دایی جان فلان، ال

برچسب‌های مرتبط

بن سن | سَنان بن اَنَس | سَنان بن اَنَس نخعی | مواقيت الصلاة في امريكا | مواقيت الصلاة | دختر شینا | دختر شینا دانلود | دختر شینا سوره مهر | دنیای این روزای من | دنیای این روزای من داریوش