خرید بک لینک

فکر میکنم، اینکه امروز مراسم سوم مادربزرگ الهام بود... اینکه باید خودمو یه ساعته آماده میکردم...

اینکه الان یه هفته ست برنامه مم ران نمیشه... اینکه شدم مصداق مرغ پر کنده... اینکه الهام و فاطمه

همزمان باردارن... اینکه سوده برای بار هزارم گذاشته رفته و امروزم گوشیاش خاموش بود و خبری ازش

نشد...اینکه مراسم عروسی الهام افتاد عقب...اینکه دیروز خاله پیغام فرستاده بود چرا لاتاری ثبتنام نمیکنین

وقتش داره تموم میشه...اینکه مینو یه حلقه دستش بود و وقتی خونه ما اومد همونو به مچش بسته بود...

اینکه هفته پیش جای اینکه برم پیش استاد، رفتم کاخ سعدآباد... اینکه حوصله دورهمی خانوادگی ندارم...

اینکه دلم برای حرم تنگ شده...

و هزارتا اینکه ی دیگه، نوشتنش دردی از کسی دوا نمیکنه، سودی به کسی نمیرسونه، وحتی شک دارم

حال خودم رو هم خوب کنه!!

درواقع، دیگه نمیتونم بشینم مثل سابق از سیر تا پیاز وقایع ارزشمند و فاقد ارزش روز و هفته و ماهمو بنویسم!

و در واقع دقیقا نمیدونم چی از جون اینجا میخوام!

خوشحالم که ذوقم داره کور میشه

دیدین؟

بعضی وقتا آدم دلش میخواد حتتتتما یه نفر بیاد و یه کمکی که دیده بشه و مفید باشه و حال آدم رو خوب کنه

برای آدم انجام بده، ولی واقعیتش اینه که هیچ کدوم اینارو اینجا برام نیاورد...

اصلا اینجا باید یه گزینه میداشت:

اجی مجی لاترجی

و بوم!

غول چراغ جادو یا فرشته ی مهربون ظاهر میشدن و در دم میشد آنچه که باید میشد

همینکه به مزخرف گویی رسیدم، یعنی نابود:|

نمیدونم...

شاید باید برم تنها کافه گردی رو شروع کنم

و وقتی از نوشتن توی دفتر یا نگاه کردن به آدما یا احتمالا یه نواختیش خسته شدم، بیام و باز

از نمیدونم چی بنویسم...

غُره دیگه

باید زدش، وگرنه سر میره...

برچسب: دنیای این روزای من,دنیای این روزای من داریوش,دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده,دنیای این روزای من دانلود,دنیای این روزای من در کانادا,دنیای این روزای من هم قد,دنیای این روزای من داریوش mp3,دنیای این روزای من درگیر تنهاییم شده,دنياي اين روزاي من دانلود,دنیای این روزای من همرنگ تن پوشم شده, نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 22:37

صفحه بندی