با یکی از مجلات اشپزی معتبر همکاری میکرد
بعد امروز عصر همینجور که داشتم بدو بدو میکردم برسم به شیرین، یهو اومد جلوم گفت عزیزم؟ تو میدونی اگه یه ویدیو رو با تلگرام برای کسی فرستاده باشی، ایا میشه قبل از اینکه طرف ببیندش، پاکش کرد؟!
بعد همزمان گوشیشو اورد بالا که صفحه رو نشونم بده، من زدم روی ویدئو که اون منوی ادیت باز شه، یهو ویدئو باز شد!!!!
چه افتضاحی!
یه نمونه فیلم +30 بود ولی ورژن ایرانیش!!
اوضاعی بودا! کاملا دستپاچه شد ولی خیلی زیبا خودشو جمع کرد
منم به روی خودم نیوردم چی دیدم!!
بعد شروع کرد توضیح دادن که بیا بگم جریانش چیه!!:||
یه اقایی تو این کلیپ بود که ایشون اذعان داشتن دوست سابقشون بوده و سر همینجور ماجرایی با ایشون بهم زده!!
بعد داشت واسم توضیح میداد که این کلیپو فرستادم واسه خواهرش:|
حالا هی من هرچی خودمو بی تمایل نشون میدادم که بابا ول بده دیگه! حالا هی شاهکارو هم نزن، ول کن نبود!!
یه عکسم نشونم میداد که اره ببین این ادم همین ادم نیست؟؟؟
یعنی شانس اوردم داشتم میرفتم بیرون وگرنه داستانی داشتم!
اون وسط کاراشم یه قرصی از کیفش درمیاورد میذاشت تو دهنش حالا من هرچی انتظار که اب بخوره، دیدم نخیر، قرصه رو هول داد ته دهنش، بعد پاستیلو با چایی خورد روش!
یه بندم درباره اون یکی دختره تخت روبرویی که من تا همین یه ساعت پیش ندیده بودمش حرف زد!!
این بنده خدام که یه جور دیگه...
هیچی دیگه
تهران هستن
پایتخت مهد تمدن
اینجام خوابگاست، اتاق مهمان
منم معصومی نژادم
اینم پوکر فیسه :|
برچسب:
نویسنده: زهرا دادخواه