آدما، بعضی وقتا...

متن مرتبط با «شبهای» در سایت آدما، بعضی وقتا... نوشته شده است

شبهای تهران

  • نیلوبلاگ

    امروز رسیدم تهران، الانم رو تختم دراز کشیدم و دارم سعی میکنم قبل از بیهوش شدن یه محض ثبت در تاریخ داشته باشم. پامو که گذاشتم خوابگاه، تا همین نیم ساعت پیش کلی چیز عجیب غریب شنیدم. نتیجه کلی اینکه: باید نسبت به همه بدبین بود مگر اینکه خلافش ثابت بشه! و همانا به راستی کسی نمیدونه من چه چیزای عجیب غریبی شنیدم. ای دخترانی که میخواید ازدواج کنین، تا کل زیر و بم طرفو در نیاوردین اعتماد نکنین. ای پسرانی ...

    ادامه مطلب